بازاریابی (Marketing) چیست؟

0 393
علم بازاریابی یا مارکتینگ بیش از آنکه یک مفهوم تجاری یا علمی باشد، مفهومی فلسفی است که در ابعاد مختلف ارتباطات و حتی زندگی ما جاریست.

هنوز هم بسیاری از مردم فکر می کنند بازاریابی (Marketing)، یعنی این که بروشوری را در دستمان بگیریم و بریم به صد جای مختلف و التماس کنیم که از ما چیزی بخرند!

دوستی را می‌شناختم که مدیر بازاریابی (Marketing Manager) یکی از برندهای معروف رزرو هتل بود و برخی از دوستانش فکر می‌کردند که او مسئول چند بازاریاب است که بروند و بفروشند و او هم پورسانتی از فروش آن‌ها به جیب بزند!

شاید برای بعضی عجیب باشد اگر بدانند که فروش بخش کوچکی از عملیات بازاریابی‌ست. چنان‌چه اگر کل فرآیند بازاریابی را به کوه یخی تشبیه کنیم، فروش تنها بخش کوچک بیرون آب آن است و حجم عظیم و پایه‌ای مابقی آن در زیر آب مخفی‌ست.

فروش فقط بخش کوچکی از عملیات بازاریابی‌ست و مهم‌ترین آن نیست؛ ولی به نحوی یکی از ارکان اصلی ارزیابی موفقیت یک برنامه بازاریابی‌ است.

بالاخره بازاریابی چیست؟

تعریف‌های مختلفی برای بازاریابی بیان شده‌است که در این پست به تفصیل راجع به دیدگاه‌های مختلفی که درباره تعریف بازاریابی وجود دارد، خواهیم پرداخت.

به زبان بسیار ساده اگر بخواهیم بازاریابی را برای فعالان اقتصادی تعریف کنیم، می توان گفت:

بازاریابی (Marketing) عبارت است از؛ ‌همگراسازی ‌همه ‌فعالیت‌های ‌شرکت ‌در ‌مسیر ‌فروش ‌بیشتر!

از دیدگاه فیلیپ کاتلر پدر علم بازاریابی نوین؛

بازاریابی به عنوان فرآیندی مدیریتی-اجتماعی تعریف می‌شود که به وسیله آن، افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها از طریق تولید، عرضه و مبادله کالا (و خدمات) با یکدیگر، به تأمین نیازها و خواسته‌های خود اقدام می‌کنند.

برای این که این تعریف را بهتر بفهمیم باید در ابتدا به تعریف نیاز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار را بررسی کنیم:

اصطلاحات پایه ای بازاریابی

نیاز (Need):

به نحوی احساس محرومیت انسان نسبت به برخورداری از یک خدمت یا کالا را نیاز یا Need می‌گوییم.

خواسته (Want):

وقتی یک نیاز برای انسان برجسته شود تبدیل به خواسته می‌شود.
خواسته در علم اقتصاد و بازاریابی، شکل ظاهری نیازهای ماست، که می تواند به صورت کالا یا خدمت مطرح شود، در واقع خواسته شکلی‌ست که نیازهای انسان تحت تاثیر فرهنگ و شخصیت آن‌ها به خود می‌گیرد، می‌باشد.
خواسته بر اساس توانمندی تامین کننده یا تولید کننده ها در نحوه برطرف کردن نیاز تعریف می شود. به قول فیلیپ کاتلر:

منشا و خواستگاه اصلی نظام بازاریابی، نیاز و خواسته های بشر است.

تقاضا (Demand):

در دنیای اقتصاد، تقاضا یعنی میل و خواست و توانایی یک فرد برای دریافت کالا یا خدمتی.

کالا (Good):

از دیدگاه علم اقتصاد، محصولات و مواد مختلفی که توسط تولیدکننده، به بازار یا Market عرضه شود و در برابر دریافت پول، یکی از نیازهای انسان را تأمین و رفع کند، کالا نام دارد.
نیاز، خواسته و تقاضا، انسان را به سوی کالاهایی می کشاند که می‌تواند این نیازها، خواسته‌ها و تقاضاهایش را برآورده سازد.

انواع کالا:

  • کالاهای مصرفی: کالاهایی که در بازار عرضه می‌شوند و به فروش می‌رسند تا توسط مصرف‌کنندگان خریداری شوند و به مصرف برسند.
  • کالاهای واسطه‌ای: کالاهایی که تولیدکنندگان دیگری برای تولید کالاهای مختلف دیگر، آن‌ها را خریداری کنند و مورد استفاده قرار دهند.
  • کالاهای ضروری: کالاهایی که نیازهای اولیه مصرف کنندگان را تأمین می‌کنند.
  • کالاهای تجملی: کالاهایی که برای تأمین نیازهای کم اهمیت تر مصرف می‌شود.
انواع کالا

مبادله (Exchange)

مبادله، دریافت چیزی مطلوب از کسی دیگر، در مقابل ارائه مابه ازایی به او. مبادله فقط یکی از انواع روش‌هایی‌ست که مردم به وسیله آن کالای مطلوب خود را به دست می‌آورند.

معامله (Transaction)

توافق، ارتباط یا حرکتی را که بین خریدار و فروشنده برای تبادل یک دارایی و وجه صورت می‌گیرد، معامله یا Transaction می‌گویند.
وقتی یک واحد برای مبادله کالا در میان باشد، معامله بوجود می‌آید.

بازار چیست؟

بازار یا Market به مجموعه‌ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا یا خدمت گفته می‌شود.

بازار یا مارکت چیست؟

از دیدگاه فیلیپ کاتلر:

بازار شامل تمام مشتریان بالقوه‌ای‌ست که دارای نیاز و خواسته مشترک می باشند و برای تامین نیاز و خواسته خود، به انجام مبادله متمایلند و توانایی انجام این کار را نیز دارند.

اندازه بازار

اندازه بازار یا Market Size به تعداد افرادی بستگی دارد که:

  1. به محصول به معنی عام یا شیء مورد نظر علاقمندند.
  2. حاضرند منابع لازم را برای به دست آوردن محصول مبادله کنند.

جمع‌بندی

به عنوان جمع‌بندی مطالب و مفاهیمی که در بالا گفتیم:

بازاریابی یعنی تلاش در جهت از قوه به فعل درآوردن مبادلات برای ارضای نیازها وخواسته های بشر در محیط بازار.

و اگر بخواهیم به آن با نگاه قرن کنونی (از دید فیلیپ کاتلر) بنگریم:

بازاریابی علم و هنر شناخت نیازهای مشتری و پاسخگویی منطقی به آنهاست به طوری که به یک نتیجه برد-بردختم شود.

مدل ۶P:

شش مورد از زمینه های زیر یک چارچوب جامع و موثر را برای توسعه یک طرح بازاریابی فراهم می کند. این ۶ مورد اغلب با عنوان هایی نظیر “۶P” یا “آمیخته بازاریابی” نامیده می‌شود. نظریه اصلی، نظریه ۴P می‌باشد، اما برخی از بزرگان علم بازاریابی، ۲ مورد دیگر را نیز به آن افزوده‌اند که ما در این جا به هر ۶ مورد اشاره می‌کنیم:

P اول، محصول (Product):

Product، ترکیبی از کالاها و خدماتی‌ست که یک کسب و کار، ارائه و پوشش می‌دهد که می‌تواند شامل اِلِمان‌هایی چون:

  • کیفیت
  • تنوع
  • طراحی
  • انواع گارانتی
  • اندازه
  • بسته‌بندی
  • نام تجاری یا برند
  • بازدهی آن (مانند یخچال) و… باشد.

P دوم، محل عرضه (Place):

چگونه مصرف کننده به محصول یا خدمات شما دسترسی خواهد داشت؟
همه‌ی زمینه‌ها را در این مورد (Place) باید در نظر بگیریم که شامل:

  • کانال‌های توزیع
  • مناطق تحت پوشش
  • موجودی انبار برای کالا (یا ظرفیت ارائه خدمات)
  • حمل و نقل
  • لجستیک
  • و محل خروجی خرده فروشی می‌باشد.

P سوم، قیمت گذاری (Price):

روش یا استراتژی قیمت‌گذاری محصولات و خدمات‌تان چگونه است؟
تخفیف‌های فصلی دارید؟ فروش با پرداخت بلندمدت (اقساط) دارید؟


 

P چهارم، برنامه‌های ترویجی (Promotion):

ارتباط برقرار کردن شما با مشتریان خود چگونه است؟
بیشتر کسب و کارها با به کاربردن ترکیبی از:

  • تبلیغات (Advertising)
  • فروش شخصی (Personal selling)
  • معارفه (Referrals)
  • ارتقاء فروش (Sales Promotion)
  • و روابط عمومی (Public Relation) این ارتباط را تنظیم می‌کنند.

P پنجم، مردم یا کارکنان شرکت (People):

کارکنان شما، مامورانی رسمی هستند که نماینده کسب وکار شما می‌باشد. چک کنید که تا چه حد موارد زیر را در میان کارکنان خود تقویت و توسعه داده‌اید:

  • دانش
  • تجربه
  • مهارت‌ها
  • ارتباطات
  • کار تیمی
  • و نگرش آن‌ها نسبت به اهداف تیمی

P ششم، پردازش (Process):

بر اساس تجربه‌هایی که از رفتار مشتری به صورت روزانه دریافت می‌کنیم، از یک سری فرآیند در کسب و کار خود استفاده می‌کنیم، مانند تقویت و نظارت بر موارد زیر:

  • سیستم کنترل کیفیت (Quality control)
  • برنامه‌ریزی (Planning)
  • بررسی (Review)
  • سیستم بهبود مستمر (Continuous Improvement)
  • سندپردازی (Documentation)
  • و کانال‌های بازخورد (Feedback Channels)

منبع : Modir TV

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.